صدای تیر بلند است و ناله ها پیگیر
و برق اسلحه.خورشید را خجل کرده است!
چگونه این همه بیداد را نمی بینی؟
چگونه این همه فریاد را نمی شنوی؟
صدای ضجه ی خونین کودک عدنی است
و بانگ مرتعش مادر ویتنامی
که در عزای عزیزان خویش می گریند
و چند روز دگر نیز نوبت من و توست
که یا به ماتم فرزنددخویش بنشینیم!
و یا به کشتن فرزند خلق بر خیزیم!
و یا به کوه
به جنگل
به غار
بگریزیم
هوا گرمه (چه ربطی داره)
مخم هنک کرده.چه جالب
می خوام فریاد بزنم ولی کسی گوش نمی ده
پس می نویسم که نفهمم کسی خونده یا نه
منم مث همه ی هم سن و سالام مشکل دارم (خانواده.تناسب اندام.درس...)
ولی من یه مشکل اساسی دارم اونم اینکه من ادما رو دوس دارم.سیا.سفید.مسیحی.کلیمی.فقیروپولدارو دوس دارم.
و این داره مث خوره منو می خوره (چه قافیه ای شد)
داره نابودم میکنه
خیلی سخته جهالت کسایی رو ببینی که دوسشون داری
من نمی تونم فقط یک یا چن نفرو دوس داشته باشم
درست مث مادری می مونم که همه بچه هاش رو به یه اندازه دوس داره
و نمی تونه یکه رو بیشتر از بقیه دوس داشته باشه
وقتی یه بچه رو می بینم که به جای درس خوندن داره کار می کنه عذاب می کشم
وقتی حسد طمع دروغ ... رو می بینم زجر می کشم
وقتی می بینم ادما به خاطر منافعه ی پوچ دیگران کشته می شن تیکه تیکه می شم
ولی به کی می تونم بگم
فقط خدا به حرفام گوش میده
خدا چه جوری تحمل می کنه
عجب صبری خدا دارد عجب صبری خدا دارد
چرامن جای او باشم
همان بهتر که او خود جای خود بنشسته و تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد
وگرنه من به جای او چه بودم
یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه می کردم
عجب صبری خدا دارد عجب صبری خدا دارد
دارم اهنگه اختلاف طبقاطیه هیچکس رو گوش می دم
چه قشنگ می گه
خدا پاشو گرچه خدا مدتهاست که پا شده![]()
اینا حرفای یه پونه ی جدیده.یه پونه که دیگه نمیخواد خود واقعیش رو پنهان کنه.
خود تنها.خود خسته.خود بی کس.خود بی صدا.
ادمی که به تنهایی اب.به خسته گی خاک.به بی کسیه اتش و به بی صداییه هواس.
حرفام بوی نم گرفته.می خوام فریا بزنم چون دارم خفه می شم.
نمی دونم کسی هست که حرفام رو بشنوه یا نه .
کمکم کنین.
نمی دونم بنویسم یا نه.![]()
بهم بگین.
من یک چهاردیواری دارم
و کاغذ و قلمی
.قلمی که گاه و بی گاه جور مرا می کشد
و حرف های نا گفته ام را بر کاغذ می نویسد
.در ان لحظه قلمم مثل زبانم الکن نیست
من من نمی کند . کم نمی اورد و ... می نویسد
شیوا . بی غلط و بدون بروز هر گونه احساسی
.وقتی می نویسم گونه هایم سرخ نمی شود
.اشک هایم فرو نمی ریزند
.عصبانی نمی شوم
.صدایم نمی لرزد
...و کاغذ چه صبور . نوشته هایم را گوش می دهد
!واکنشی از خشم در او نیست
.نگاه عاقل اندر صفیه نمی اندازد
.مرا به خاموشی وا نمی دارد
.تنهایم نیز نمی گذارد
...در اخر . من ارام و سبکبال به کاغذم می گویم
:همه این هارو گفتم که بگویم گفتن بلد نیستم. اما نوشتنم بد نیست
...ان گاه کاغذ را به اب می سپارم
و اب می داند که ان را به چه کسی برساند
...و من دوباره به چهاردیواری ام باز می گردم
در پی قلمم و کاغذ صبوری دیگر
...من یک چهار دیواری دارم...![]()
و همسا یه هایی
پسر همسایه مدام با صدای بلند با تلفن صحبت می کند![]()
و دختر همسایه با صدای بلند تلویزین نگاه می کند
و نوه های همسایه با صدای بلند بازی می کنند![]()
در چند قدمی چهار دیواری ام برجی می سازند
و چند قدم ان طرف تر ازدحام و جنجالی دیگر...![]()
و من در این شلوغی و هیاهو
تنها در چهاردیواری ام
به دنبال خود می گردم
که مدتی ست ناپیداست
انگار سالین است که نیست!!!![]()
مدت ها گذشت تا دوباره در کنج خلوتم یافتمش
و وقتی که خود را پیدا کردم
خدا را حس کردم.در درون خودم!!!
و وقتی که خدا را حس کردم
دیگر خود را فرموش کردم!!!![]()
و حالا خدا در چهاردیواری من حضور دارد.
با من
منی که دیگر "من" نیست
من یه چهار دیواری دارم.![]()
بی انکه بخواهم پیدایش کنم
چیزی که با ان پیر شوم
و بتوانم بپوسم.
چیزی با بر چسب کیفیت بالا
و بدون افزودنی ها
اگر اسمش را می دانستم یک اگهی می دادم:
خواهانم فقط برای خودم
حتی روزهای بارانی هم برای خودم
حتی اگر بلایی سرم بیاید
فقط برای خودم...
شاید خبری بدهی که در پی ات هستم![]()
من تا یه مدت کوتاهه دیگه می اپم
این مدت نتونستم
منتظره یه اپ زیبا
از من باشید
این اپ جزو اولین اپامه
ولی چون خیلی قدیمی بود و من خیلی دوسش دارم
دوباره گذاشتمش![]()
بیا تا برات بگم قصه ی بره و گرگ
که چه جور اشنا شدن توی این دشت بزرگ
اخه شب بود میدونی بره گرگو نمیدید
بره از گرگ سیاه حرافای خوبی شنید
بره رو گرگ با خودش به شهر تازه برد
بره تا رفت توی خیال گرگ پریدو اونو خورد
بره باور نمیکرد گفت شاید خواب میبینم
اما دید جای دلش خالی مونده تو سینه
بیا تا برات بگم تو همون گرگ بدی
که با نیرنگ و فریب به سراغم اومدی![]()
اون چشایی روشن داشت
اون یکی رو جز من داشت
من توی حسرت موندم
اون خیاله رفتن داشت![]()
روزا گذشت
روزا گذشت
سالها گذشت
من هنوز عاشقتم
به یادتم
نمی دونم خبر داری که منتظرم؟
یا مردمو فقط تو خاطراتتم![]()
در به در همیشگی
کولی صد ساله منم
خاک تمام جاده هاس
جامه ی کهنه ی تنم
هزار راه رفته ام
هزار زخم خورده ام
تا تو مرا زنده کنی
هزارز بار مرده ام![]()
رو درو دیواره این شهر همه ش ازتو یادگاره ![]()
توی این کوچه ی تاریک منو تنها نمی ذاره
یاده حرفای قشنگت که توقلبم لونه می کرد
یاده دلتنگیه چشمات که منو بهونه می کرد![]()
می زنه اتیش به جونم پس کجایی مهربونم
اخه من ترانه هامو واسه ی کی پس بخونم
دله من هواتو کرده اخ کجایی نازنینم![]()
کاش بودیو میدیدی....
رو درو دیواره این شهر همه ش ازتو یادگاره
توی این کوچه ی تاریک منو تنها نمی ذاره![]()
یاده حرفای قشنگت که توقلبم لونه می کرد
یاده دلتنگیه چشمات که منو بهونه می کرد
می زنه اتیش به جونم پس کجایی مهربونم
اخه من ترانه هامو واسه ی کی پس بخونم![]()
![]()
دله من هواتو کرده اخ کجایی نازنینم
کاشکه بودیو میدیدی بی تو من تنها ترینم
توی این بازی که ساختی من همه هستیمو باختم
زیره پات گذاشتی اخر عشقی که من از تو ساختم![]()
![]()
اگه تو دوسم نداشتی از دلم خبر نداشتی
دلت از سنگ شده انگار که منو تنها گذاشتی
می زنه اتیش به جونم پس کجایی مهربونم![]()
![]()
اخه من ترانه هامو واسه ی کی پس بخونم
دله من هواتو کرده اخ کجایی نازنینم
کاشکه بودیو میدیدی بی تو من تنها ترینم
می شینم منتظر اینجا تا تو بر گردی دوباره![]()
![]()
تا بشینی پای حرفام بریم تا ماه و ستاره
می دونم میای یه روزی یه روزی که خیلی دیره
یه روزی این دله شکستم سره این کوچه میمیره![]()
![]()
می زنه اتیش به جونم پس کجایی مهربونم
اخه من ترانه هامو واسه ی کی پس بخونم
دله من هواتو کرده اخ کجایی نازنینم![]()
![]()
کاشکه بودیو میدیدی بی تو من تنها ترینم![]()
![]()
ای که بی تو خودمو تکو تنها می بینم ![]()
هر جا که پا می ذارم تو رو اونجا می بینم
یادمه چشمای تو پر دردو غصه بود
قصه ی غربت ما قد صد تا قصه بود![]()
یاد تو هر جا که هستم با منه
داره قلبه منو اتیش می زنه
تو برام خورشید بودی
تویه اون روزای سرد![]()
گونه های خیسمو
دستای تو پاک می کرد
حالا اون دستا کجاست ؟؟؟؟؟!!!!
اون دوتا دستای خوب![]()
چرا بی صدا شده
لبه قصه های تو
من که باور ندارم اون همه خاطره مرد
عاشق اسمونا پشته یه پنجره مرد ![]()
اسمون سنگی شده
خدا انگار خوابیده
انگار از اون بالاها
گریه هامو ندیده![]()
یاد تو هر جا که هستم با منه
داره قلبه منو اتیش می زنه ![]()
![]()
:
ماره ميره حمومه زنونه ، زنا ميترسن جيغ ميزنن ماره ميگه خواهرا نترسين من كبرامتركه سي دي زهره رو ميبينه و ميگه : اي بابا ، سريال نرگس رو هم سانسور كرده بود![]()
اگه ديدی تو آسمون هيچ ستاره ای نيست ناراحت نشو خودم حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم تا بشم تک ستاره ی دلت
روزي روزگاري، اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود، همهء مردم براي مراسم دعا در محلي جمع شدند و تنها يک پسر بچه با خودش چتر آورده بود و اين يعني ايمان![]()
در اتاقی خالی از تصویر تو روی دیواری که در گرد و غبار چهره غم را نمایان می کند مهربانی های لبخند تو را با یر انگشت نگاهی در دلم لابلای گرد و خاکش می شم هیبت و زیبایی لبخندتو گرد و خاک خانه دل را زدود رده های آبی احساس هم در نسیم یاد تو خود را نمود![]()
خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره![]()
اخرين سخنراني جرج بوش: ملتي که در شب چارشنبه سوري با نارنجک ... يکديگر را پاره مي کنن اگر به انرزي هسته ايي دست يابند ... دنيا را پاره مي کنن![]()
![]()
![]()
اي عشق مدد كن كه به سامان برسيم چون مزرعه ي تشنه به باران برسيم يا من برسم به يار و يا يار به من يا هردو بميريم و به پايان برسيم ![]()
دراين بازار نامردي به دنبال چه ميگردي؟ نمي يابي نشان هرگز توازعشق وجوانمردي! بروبگذر از اين بازار'' ازاين مستي وطنازي ! اگرچون کوه هم باشي در اين دنيا تو مي بازي
اینم برای نظر دادن تو لاگا
_________@@@@@@@@
________@@@________@@_____@@@@@@@
________@@___________@@__@@@______@@
________@@____________@@@__________@@
__________@@________________________@@
____@@@@@@______@@@@@___________@@
__@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@
__@@____________@@@@@@@@@_______@@
_@@____________@@@@@@@@@@_____@@
_@@____________@@@@@@@@@___@@@
_@@@___________@@@@@@@______@@
__@@@@__________@@@@@________@@
____@@@@@@_______________________@@
_________@@_________________________@@
________@@___________@@___________@@
________@@@________@@@@@@@@@@@
_________@@@_____@@@_@@@@@@@
__________@@@@@@@
___________@@@@@_@
____________________@
____________________@
_____________________@
______________________@
______________________@____@@@
______________@@@@__@__@_____@
_____________@_______@@@___@@
________________@@@____@__@@
_______________________@
______________________@
_____________________@
چند تا عکس .....
گوگوری مگوری گربه ی نانازی


پیشی بیا منو بخور

پسره ، دختر محلشون را نشون ميکنه ، رفيقاش ميان با سنگ ميزنن![]()
در بازی زندگی با تو آشنا شدم بدون آنکه بدانم بازيگر چه نقشي هستم با متنی از قبل تنظيم شده و تو هنرپيشه مهمان ق
لبم![]()
برای لذت بردن از زندگی ، كافیه كمی احمق باشی . شكسپیر![]()
بهشت زمانی است که شما دارای: ۱- حقوق آمریکایی ۲- خانه بريتانيايي ۳- غذاي چيني ۴- اتومبيل آلمـاني ۵- زن ايراني باشيد! و جهنم زمانی است که شما دارای: ۱- اتومبيل آمريکايی ۲- زن بريتانيايی ۳- خانه چينی ۴- غذای آلمـانی ۵- حقوق ايراني![]()
به ترکه ميگن : چي شد مامانت مرد ؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد...ميگن افتاد مرد ؟ ميگه:نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکست افتاد . بهش ميگن اون موقع مرد؟؟ميگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد . ميگن:خوب ايندفعه مرد ؟ ترکه ميگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب شد!بهش ميگن:حتماً ايندفعه مرد ؟ ميگه:بازم نمرد،ديديم داره کُلّ خونه خراب ميشه،با تفنگ زديمش![]()
امام جمعه اردبيل :اين لطف خدا بود که آمريکادر بازيهاي آسيايي حتي يک مدال هم نياورد ![]()
به ترکه ميگن چرا ريش و سيبيل نداري ؟ ميگه به مادرم رفتم![]()
سفید.ابی.سیاه.سرخ.صورتی.سبز.زرد.قهوه ای.نارنجی.طوسی.کرم. تو چه رنگی هستی؟
اول جواب بده بعد رو ادامه مطلب کلیک کن![]()
ادامه مطلب
1.به خاطره یک لیتر بنزین
2.من ترانه 15 لیتر دارم
3.دوره دنیا با 80 لیتر
4.ب مث بنزین
5.بنزینی ها
6.بنزین بازی
7.مرده بنزینی
8.دختره بنزن فروش
9.سال های دور از بنزین
10.دیشب باباتو توی پمپ بنزین دیدم
11.بنزین با من است
12.یک لیتر برای دو نفر
![]()
![]()
![]()
شده ماتم سرا دنیا ی هستی. ز بنزینو بهشتیو مهستی![]()
حالا از خالی ترین غروب افتابی پرم
نمی تونم با دو دستم بدی هاتو بشمرم
تو دروغی مث پهلون های شهر فرنگ
مث گرگی که کلاه قرمزیه قصه ور خورد
مث اوازه خروس قندی که زودی اب می شد
مث اسب چوبی که ما رو به هیچ جا نمی برد
تو دروغی حتی دیوه قصه بد نیست مث تو
کشتن باغچه رو پاییز بلد نیست مث تو
طفلکی من که چه ساده به عزای ما نشسته
طفلکی این من بی من بی تو بد جوری شکسته
کاشکی چشمات واسه پرپر زدنم گریه می کرد
تن تازت واسه زخمای تنم گریه می کرد
کاشکی چشمات توی تاریکی به دادم می رسید
واسه اون بی حجله عروسی که منم گریه می کرد
باید از جان گذرد هر که شود عاشقشان
روز اول که سرشتن ز گل پیکرشان
سنگی اندر گلشان بود همون شد دلشان
دوستت دارم اندازه ی همه ی دنیا
اندوه سر انگشتی حریر گون و سر پنجه ای توانا دارد که دل را بد ان در بر می گیرد و
به کمک تنهایی ان را به درد می اورد .
تنهایی یاور همیشگی اندوه و یار دیرین همه ی دگرگونی های روحی است
گویند نادانی گهواره ی اسایش است و بی خیالی مایه ی ارامش.
چه بسا برای انان که مرده به دنیا می ایند و همچون پیکری سرد و
بی روح بر روی خاک می زییند چنین باشد.
اما اگر نادانی کور در کنار احساسات بیدار جای گیرد
ان گاه نادانی از قعر دوزخ دشوارتر و از مرگ تلخ تر خواهد بود .
نوجوان احساساتی که بسیار حس می کند و اندک می داند
نگون بخت ترین موجود روی زمین است زیرا که میان دو نیروی هولناک و متناقض گرفتار امده است
نیرویی پنهان که او را تا فراز ابرها فرا می برد
و از پس رویاها زیبایی وجود را به او می نماید
و نیرویی پیدا که او را در بند خاک گرفتار می کند دیدگان بصیرتش را به پرده ای از غبار می پوشاند
و او را هراسان و سر گشته در ژرفای تاریکی رها می کند.


